X
تبلیغات
یتیم نوازی

 

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین.

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق انت تواب الرحیم

با این امید زنده ایم که رب جل وعلی، این بندگان ناشایست خود را با جود و کرمش مورد عفو قرار دهد و آن

تمام عمر دویدیم و آخر چه؟ به کجا رسیدیم؟ در جستجوی چه کسی این همه راه را دویدیم؟ آیا به او رسیدیم؟ خدایا! همین قدر می دانیم که اگر مقصد را می شناختیم و در مسیر دوست حرکت می کردیم، حتما به آنجا رسیده بودیم.

سالهاست که دنبال صاحب الزمان(عج) دویدیم. گریه کردیم ولی(ای خدا مرا ببخش) همه اش خواب وخیال بود. در تمام این مدت مانند کودکی که با مشتی اسباب بازی سرگرم شده است، رفتار کردیم.

اگر مقصد را می شناختیم، پس چرا او را ندیدیم؟ حضور او را درک نکردیم ؟ چرا؟ چرا؟ چه طور او را در آغوش نکشیدیم؟ حتما یک جای کار اشتباه کردیم. آری حتما اشتباه کردیم و در طی طریق گمراه شدیم!

اما شما را به خدا مرا چنین به خود وا مگذارید و رها نکنید. پس از عمری دوندگی نکند مثل حیوانی پست و دون مایه جان دهم.

عزیز دلم! آبرویم را بخر. همانطور که در طول زندگی آبرویم را حفظ نمودی. نگذار دیگران بفهمند.

خدایا! از زندگی (گم گشتگی هایم) بیزارم. چرا مرا نمی بری. آخر از دست این بنده سراپا تقصیر تو چه کاری بر می آید؟ دیگر هر چه بلد بوده ام، انجام دادم و به جهاد اصغر و اکبر تن دادم، سعی خودم را کردم،دیگر چه باید بکنم.بیاو ازسر من درگذر.

مرا هم چون دیگران که عقده ی دل خود را برای تو گفتند و آنها را خریدی، مرا هم بخر و ببر. التماس می کنم. فریادم به آسمان می رود که؛ خدایا دیگر طاقت ندارم. بازوانم توانی ندارد. چشمهایم سویی ندارد پاهایم قوتی ندارد.در راه مانده ام. مسکین و فقیرم ... فریاد یا محمدا. منم اسیر کربلا.

 

فرازی از سخنان شهید محمد عبدی در سوم رمضان 1377.

به امید ظهور غریب قریب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:55  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

 

 يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً (32/ احزاب)

اى زنان پيامبر! شما مثل احدى از ساير زنان نيستيد، البته اگر تقوى پيشه سازيد، پس در سخن دلربايى مكنيد، كه بيمار دل به طمع بيفتد، و سخن نيكو گوييد.

این آیه در روزگار برهنگی زنان نازل نشده است بلکه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:53  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

پیامبر فرمود: جبرئیل نزد من آمد و ابواب جهنم  را برای من وصف نمود و به من خبر داد که باب بالای آن ازآن کبائر امت من است.

فاطمه (س) فرمود: ای رسول خدا! آیا از او سوال فرمودی که آنان چگونه داخل بهشت میشوند؟ فرمود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:52  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

مرحوم قاضی (آیت ا... العظمی سید علی آقا قاضی تبریزی) درنهایت تنگ دستی با عائله سنگین زندگی می نمود و چنان غرق توکل وتسلیم و توحید بود که این عائله به قدر ذره ای او را از مسیر حق خارج نمی کرد.

یکی از اعلام نجف می گفت: روزی به دکان سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم قاضی خم شده و مشغول سوا کردن کاهوست، ولی بر خلاف معمول کاهو های پلاسیده و دارای برگ های خشن و بزرگ را برمی دارد.

من مرحوم قاضی را کاملا زیر نظر داشتم، تا اینکه وی کاهو ها را به صاحب مغازه داد و وزن کرد و آنها را زیر عبا گرفت و روانه شد. به دنبال مرحوم قاضی رفته و از ایشان سوال کردم : آقا من سوالی دارم! شما به عکس همه چرا این کاهو های غیر مطلوب را سوا کردید؟!

مرحوم قاضی فرمود: آقا جان من! این مرد فروشنده مرد بی بضاعت و فقیری است ومن گاه گاهی به او مساعدت میکنم. نمی خواهم به او چیزی بلاعوض داده باشم تا اولا عزت و شرف وآبروی او از بین نرود و ثانیا خدای ناخواسته به مجانی گرفتن عادت نکند، ودر کسب ضعیف نشود . و برای ما نیز فرقی ندارد که کاهوهای لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهو ها و من می دانستم که اینها بالاخره خریداری ندارد، و ظهر که مغازه خود را می بندد آنها را بیرون خواهد ریخت، لذا برای اینکه او ضرر نکند مبادرت به خرید آنها کردم.

«ستارگان سپهر سلوک/علی قاسمی»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:46  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

 

ای شهدا!
برخیزید . گویی این جا همه چیز تمام شده است. انگار نسل جهاد دیده ی دیروز به خط پایان رسیده است. می ترسم اگر نیایید و کلامی و حرفی بر زبان نیاورید ما هم کم کم باورمان شود که همه چیز تمام شده است . باورمان میشود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست و باید با دنیای مدرن پیش رفت و پرستیژ داشت و با محاسن آنکارد و قیافه ای اداری همه چیزمان  مثل آدم شود . اگر شما حرفی نزنید . باورمان خواهد شد که امام جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشید و همگی گفتیم :«الحمد الله، جنگ خانمان سوز تمام شد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:44  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

از حضرت رسول(ص) روایت شده که فرمود: بدرستیکه خدا دوست دارد پرهیزگاران پوشیده و پنهان را که چون غایب شوند کسی جستجوی ایشان نکند و هرگاه حاضر شوند کسی ایشانرا نشناسد و دلهاشان چراغهای هدایت است که باعث نجات دیگران  از ظلمت میشود.

 

تهی دست مردان پر حوصله                بیابان نوردان بی قافله

کشیده قلم بر سر نام خویش                 نهاده قدم برسرکام خویش

بسر وقتشان خلق کی ره برند          که چون آب حیوان به ظلمت درند

 

ونیز فرمودند: خدای تعالی میفرماید: پر نفع ترین  دوستان من بنده ی مومنی است خفیف المونه که از نماز خود لذت یابد و عبادت پروردگار خود نیکو به جا آورد ودر پنهان و آشکار خدا را عبادت کند  واسم و رسم از میان مردمان گم باشد و انگشت نمای ایشان نباشد و بر این صبر کند ،مرگ به او رو آورد درحالتی که میراث او اندک باشد و گریه کنندگان بر او کم باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:26  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

ارءیت الذی یکذب بالدین«1» فذلک الذی یدع الیتیم«2» ولا یحض علی طعام المسکین«3» (ماعون /آیات1،2،3)

 

آیا آن کسی را که روز جزا را تکذیب میکند، از راه صفاتی که لازمه اش تکذیب است شناختی؟ اگر نشناختی پس بدان که او کسی است که یتیم را به زور از در خانه خود میراند  و او را جفا میکند و از عاقبت عمل زشتش نمی ترسد و اگر روز جزا را انکار نمی داشت چنین جرأتی  را به خود نمی داد و از عاقبت خود میترسید  واگر میترسید بر یتیم ترحم میکرد.

 

« ولایحض علی طعام المسکین »  مردم را به اطعام طعام تشویق نمیکند

 

برخی مفسرین در تفسیر آیه چنین گفته اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:24  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

اصلا آمدنت، حضورت، برای چیست؟مگر هم اینک که حاضر نیستی (نه اینکه ناظر نباشی) چه اتفاقی خواهد افتاد؟

فکر میکنم دیگر نیازمند تو نباشند  ویا فراموشت کرده باشند!

مولای من . . .! آنقدر سرگرم دنیای خوش خط وخال خود شده ایم که فاموش کرده ایم باید بیای . . .

مولای من . . .! همه اهل عالم به کم قانع شده اند؛ یک آرامش نسبی . . .کسی کاری به کسی نداشته باشد. ..

هرکسی سر در کار خود... چار دیواری اختیاری ... به من ربطی ندارد ...وظیفه دیگران است...مشکل خودشان است ... میخواست نکند ...چشمش کور مقصر خودش است و...

مولای من اینها توجیهاتی است که زیر بغل هر انسانی به عنوان توجیح المسائل می توان یافت... دیگر چه نیازی به حضور توست...؟؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:19  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

در خود نگاه میکنم که ببینم خطا کجاست، بعد از کمی تامل و قدری سکوت پی می برم

آن جا که ...

(خالی از خداست ) خطاست...

 

اعتماد به خدا

 کسی که به خداوند، اعتماد داشته دارد به دست مصائب چنان بوسه صبر می زند که گوی شوق خوشبختی اش را می یابد . تازیانه صائقه، نوید بارش رحمت است. پس مشقت را باز کن و دست نیازت را به سوی آسمان بگیر وگرنه یک قطره هم به دست نمی آوری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:17  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

در بخشش تیشه نباش که هر چه به دست می آورد به سمت خود می ریزد،رنده هم نباش که همه را طرف دیگر می ریزد بلکه اره باش که نیمی این طرف و نیمی را طرف دیگر می ریزد . نترس خالی هم  شوی پُرَت میکنند همانند شیشه خالی عطر درعطر فروشی (در عطر فروشی ها همیشه دنبال شیشه خالی اند تا پُرَش کنند).

« حجة السلام حاج آقای رنجبری»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 10:16  توسط مدیریت بخش وبلاگ  | 

JavaScript Codes JavaScript Codes